پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
375
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
گرداگرد درياى سرخ را بگيرند . از آن سوى درباره مثرادات مىديد كه دنبال كردن او با سپاه كار بيمناكى مىباشد چه او در گريختن زيانكارتر است تا در جنگ روبهرو . اين بود كه مىخواست دشمن سختتر ديگرى را بر او برگمارد و آن گرسنگى مىباشد . به اين قصد بود كه كشتيهايى را براى ديدهبانى برگماشت كه بازرگانى را كه به سوى بوسفوروس مىروند بپايند و به هر كس كه آذوقه بدانجا نقل نمايد مرگ او را كيفر قرار داد . پس از اين كارها سپاه را برداشته روانه گرديد و قضا را در راه به مردگانى برخورد كه همچنان روى خاك مانده بودند و اينان از آن سپاهيانى بودند كه در جنگ بدبختانهء تريياريوس با مثرادات كشته شده بودند و اينكه لوكولوس آنان را به خاك نسپرده بود ، جهت ديگرى بر بيزارى سپاهيان از او گرديد . سپاهيان پومپيوس در زيردست افرانيوس به تازيانى كه در پيرامون كوه امانوس « 1 » بودند پرداختند و خود او به سوريا در آمده چون ديد كه پادشاه قانونى يا طبيعى در سراسر آنجا نيست از اين جهت آنجا را ولايتى از روم گردانيد . نيز به يوداييا « 2 » دست يافته آريستوبولوس پادشاه آنجا را دستگير ساخت . پاره شهرها را از نو بنياد گذاشت و به پارهاى از آنها آزادى بخشيده به حكمرانان خودكامه كه داشتند كيفر داد . بيشتر وقت خود را در راه داورى و دادگسترى به سر مىبرد و گفتگوهايى را كه ميانه پادشاهان و كشورها برمىخاست فيصله مىداد و در هر كجا كه خود نمىتوانست حاضر باشد كميسيونى از كسان خود را مىفرستاد . از جمله چون در ميان ارمنيان و پارتيان كشاكش بر سر يك رشته زمينهايى برخاست و هر دو سوى داورى را به او سپردند سه تن را برگزيده اختيار را به اينان سپرد كه گفتگوها را از دو سوى شنيده در ميانه داورى كنيد . زيرا چنان كه آوازه زور و نيروى او به همه جا رسيده بود شهرت دادگرى و پاكدليش كمتر از آن نبود و خود اين نيكى و پاكدلى او بود كه پرده بر روى بدكردارى دوستان و پيرامونيان او مىكشيد . زيرا اگرچه اين جربزه را نداشت كه جلوگيرى از بدكردارى ديگران كرده كيفر به آنان بدهد ولى رفتار خود او جبران آن بدكردارىها را مىكرد .
--> ( 1 ) . Amanus ( 2 ) . Judaea بخشى از سوريا يا به عبارت بهتر بخشى از فلسطين بوده است كه مردم آنجا جهود بودهاند .